همگام با حضرت زینب(س)

به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب کبری(س)

در معنای لغوی زینب دو نظر ابراز شده: زینب مرکّب است از «زین» و «اب» به معنای «زینت پدر»؛ دوم اینکه «زینب درختی زیبا و خوشبوست، از این‌رو این نام برای دختران انتخاب می‌گردد.»
1401/9/9 چهارشنبه
حضرت زینب کبری(س) در روز پنجم جمادی‌الاولی سال پنجم یا ششم هجری در مدینه به دنیا آمد. در روایات آمده که رسول خدا(ص) فرمود: «فرزندان فاطمه که من ولیّ آنها هستم، از طینت و خمیرۀ من آفریده شده‌اند.» برادران زینب، امام‌حسن، امام‌حسین(ع) بودند و خواهرش ام‌کلثوم(س). بر اساس روایات، نام وی را پیامبر اکرم(ص) برگزید و فرمود: «به حاضران و غایبان امّت وصیت می‌کنم که حرمت این دختر را پاس بدارند. وی مانند خدیجه است.» جبرئیل مصائب و مشکلاتی را که بر این کودک وارد خواهد شد، بازگو کرد؛ پیامبر(ص) گریست و فرمود: «هر کس بر این دختر و مصائبش بگرید، همانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.» در معنای لغوی زینب دو نظر ابراز شده: زینب مرکّب است از «زین» و «اب» به معنای «زینت پدر»؛ دوم اینکه «زینب درختی زیبا و خوشبوست، از این‌رو این نام برای دختران انتخاب می‌گردد.»

این بانو آراسته به فضایل و خصلت‌های والای اخلاقی بود. در وقار و شخصیت مانند مادربزرگش خدیجه(س) بود و در حیا و آزرم، همچون مادرش فاطمه(س)، در رسایی و شیوایی بیان به پدرش علی(ع) می‌مانست، در حلم و بردباری چونان امام‌حسن(ع) بود و در شجاعت و قوّت قلب، مانند برادرش امام‌حسین(ع).

زینب(س) تحت تربیت چنان پدر و مادری، به مراتب عالی فضائل و کمالات انسانی دست یافت؛ چنان‌که سخنرانی‌هایش در کوفه و شام، خاطره خطبه‌های امیر مؤمنان(ع) را در یادها زنده کرد. او از محدثان و راویان حدیث به شمار می‌آید و در سنین‌ کودکی، خطبه مادرش را با آن مضامین بسیار بلند و عالی شنید و بعدها برای دیگران نقل کرد؛ برای مثال عبدالله‌ بن‌ عباس خطبه فدکیه را از ایشان نقل می‌کرد و از او با عنوان «عقیلتُنا: خردمند و دانای ما» یاد می‌نمود.

زینب(س) از جنبه عبادت در حدی بود که در دوران اسارت و سخت‌ترین وضعیت جسمی و روحی که ممکن است برای کسی پیش بیاید، نماز شبش‌ ترک نگردید. در مستدرک سفینه‌البحار آمده است: «زینب بانوی بنی‌هاشم در صفات ستوده، برترین اسـت. در صـبر و قـوّت‌ ایمان و تقوا منحصر به فرد بود و در‌ فصاحت‌ و بلاغت، گویا از زبان امیرالمؤمنین(ع) سخن می‌گفت.»

القابی که برای آن حضرت نقل شده است، به گوشه‌هایی از عظمت شخصیت این بانوی بزرگ دلالت دارند:

«ولیهُ الله» یعنی کسی که می‌تواند در حوادث و مشکلات و مصائب، خویشتن‌دار باشد و بر نفس مسلط گردد و اداره امور را به دست گیرد؛ همچنین به معنی فانی در حق است.

«عالمۀ غیر معلمه». وی به گواهی امام سجاد(ع) داری علم لدنّی بود، چنان‌که بعد از خطبه‌ای که حضرت زینب(س) در شهر کوفه ایراد کرد، به ایشان فرمود: «انت عالمه غیر معلّمه: تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی، دانشمندی.» ابن‌حجر عسقلانی می‌نویسد: «کانت عاقله لبیبه: زنی خردمند و نکورای بود. سخنانش خطاب به یزید مشهور است و دلیلی است بر خردمندی او.» زینب(س) در روزگار امیرالمؤمنین(ع) برای زنان کوفه، مجلس درس معارف و تفسیر قرآن داشت و زمانی که در دمشق آن خطبه آتشین را ایراد کرد، یزید گفت: «اینان خاندانی هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پیامبر به ارث برده‌اند و آن را با شیر مادر نوشیده‌اند!»

از شیخ صدوق روایت شده مردم در مسائل شرعی به ایشان رجوع می‌کردند و به او «نائبه الحسین» می‌گفتند. نقل شده است روزی در میان بحث برادرانش درباره بعضی از سخنان پیامبر(ص) وارد شد و موضوع را با تمام صوری که داشت، به تفصیل تبیین کرد؛ امام‌حسن(ع) که به وجد آمده بود، فرمود: «انّک حقاً من شجره النبوّه و من معدن الرساله: راستی که تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستی.» ابن‌عباس هر گاه از او حدیث نقل می‌کرد، می‌گفت: «حدّثنی عقیلتنا زینب: بانوی خردورز ما زینب، بر من چنین روایت کرد»؛ لذا یکی دیگر از القاب ایشان، «عقیلۀ بنی‌هاشم» است.

حضرت زینب(س) به جهت مصاحبت با پنج تن آل‌عبا، روایات متعددی از ایشان نقل کرده و از شیخ صدوق روایت شده است که او از امام‌حسین(ع) نیابت خاص داشت و در منابع فراوانی آمده: زینب روایات زیادی از مادرش روایت کرده است. این است که مرحوم آیت‌الله‌العظمی خوئی در «معجم رجال الحدیث»، آن حضرت را جزو راویات ذکر کرده‌اند.

«عابده آل علی» لقب دیگر اوست. وی در سایه عبادت و مجاهدت نفسانی به مقامی رسید که سالار شهیدان در عصر عاشورا فرمود: «در نافله شب فراموشم مکن.» او شبها را به عبادت و تلاوت قرآن سپری می‌کرد و حتی در شب یازدهم محرم با آن‌همه خستگی و فرسودگی و مشاهده آن‌همه آلام روحی، نماز شب را ترک نکرد. از امام سجّاد(ع) نقل شده است: «عمه‌ام زینب نمازهای واجب و مستحبی را در طول مسیر کوفه به شام، می‌خواند و در بعضی از توقفگاه‌ها، از شدت گرسنگی و ضعف، نماز را نشسته می‌خواند، چون سهم غذایش را بین کودکان تقسیم می‌کرد؛ زیرا آن قوم به هر یک از ما یک گرده نان در شبانه‌روز می‌دادند!»

«العصمهُ الصغری» لقب دیگر حضرت زینب(س) است؛ به طوری که امام سجاد(ع) به ایشان فرمود: «انت بحمدالله عالمه غیرُ مُعلّمه، فهمه غیرُ مُفهّمه». از این سخن معصوم برمی‌آید که آن بانو متصل به عالم بالا بود و علم خویش را از راه تعلیم مرسوم دریافت نمی‌کرد.

همین‌گونه است لقب «الصدّیقه الصغری». مقام «صدیق» منصبی الهی است، به طوری که در قرآن مجید جمعی از بزرگان به عنوان «صدیق» توصیف شده‌اند، همچون حضرت مریم(س). در زیارتنامه حضرت زهرا(س) آمده است: «السّلامُ علیک ایّتُها الصّدّیقه». بعد از ایشان، به دخت گرامی‌اش صدیقه صغری ‌گفتند.

«عفیفۀ کریمه» عنوان دیگر اوست، به طوری که گفته‌اند تا پیش از اسارت، هیچ نامحرمی چهره او را ندیده بود. یحیی مازنی می‌گوید: «من در مدینه، مدت زیادی همسایه علی(ع) بودم. در این مدت هرگز زینب را ندیدم و صدایش را نشنیدم.» در دوران اسارت نیز مورخان نوشته‌اند: «صورت خود را با دست می‌پوشاند.» این بود که بر سر یزید فریاد‌ بر‌آورد: «آیا از عدالت است که زنان و کنیزانت را پشت پرده بنشانی و دختران‌ پیامبر را به این سو و آن سو بکشانی؟ نقاب آنان را‌ دریدی‌ و صورتشان را آشکار ساختی!»

«فصیحۀ بلیغه». بشیر اسدی می‌گوید: در روز ورود قافله اسیران، زینب را دیدم. هیچ زنی را که سراپای وجودش شرم باشد، در سخنرانی تواناتر از او ندیدم. گویا شاگرد پدرش علی بود. جمعیت ضجه می‌زدند و می‌گریستند، گروهی نیز سر و صدا می‌ کردند، وی یک اشاره کرد، نفسها در سینه‌ حبس شد و جرسها از صدا افتاد، حتی صدای زنگونه حیوانات هم شنیده نشد…

این در حال داغداری، تـشنگی، گرسنگی و خستگی اسارت بود و پس از آنکه برخی سنگ و خاکروبه بر سر او ریختند؛ با‌ این‌همه، چنان‌ سخنان‌ گفت کـه وجـدان‌های خفته را بیدار کرد. خزیم اسدی مـی‌گوید: پیر‌مردی را دیدم که محاسنش غرق اشک بود‌ و می‌گفت: «پدر و مادرم فدای شما باد! پیران شـما بـهترین پیرها هستند، جوانان‌ شما‌ برترین‌ جوان‌ها و زنان شـما نـیکوترین زنـان. نسل شما بهترین نسلی است کـه نـه خوار‌ می‌گردد‌ و نه شکست می‌پذیرد.»

«صابره محتسبه» لقب دیگر اوست؛ چنان‌که ‌در زیـارتنامه‌اش مـی‌خوانیم: «لقـد‌ عـجبت‌ من صبرکِ ملائکه السّماء: فرشتگان آسمان از شکیبایی تو به شگفت آمدند!» آری، چنین کسی می‌تواند در کنار پیکر خونین برادرش بگوید: «خدایا! این‌ اندک قربانی در راه خودت را از ما بپذیر.»

«لبوَه الهاشمیّه» (شیرزن‌ هاشمی) لقبی است که به دلاوری بانوی کربلا اشاره می‌کند. حضرت زینب(س) سرپرستی و ریاست حرم حسینی را بر عهده داشت و تنها سرپرست اطفال و خانوادۀ ایشان بود و نقشی اساسی در حفظ جان اسیران و حتی امام سجاد(ع) داشت؛ زیرا وقتی که شامیان به خیمه‌های حسینی هجوم آوردند، شمر قصد کشتن امام را داشت و شمشیرش را بیرون کشید. زینب(س) خود را بر برادرزاده ‌انداخت و گفت: «اول مرا بکشید، بعد او را.» و باز همو بود که پیش روی مردم به ابن‌زیاد فرمود: «سپاس خدا را‌ که ما را با نبوت محمد(ص) گرامی داشت و از پلیدی‌ها پاک نمود. فقط فاسق رسوا می‌شود و بدکار دروغ می‌گوید، و او غیر ماست»، یعنی تو هستی و در‌ مقابل یزید ظاهراً پیروز، بانگ بر‌آورد: «اگر فشار روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته، بدان کـه من تو را خوار می‌دانم و بی‌مقدار می‌شمرم.»

«مدافعان حرم» افتخار دفاع و نگهبانی از آستان چنین بانوی بزرگی را یافته‌اند که گوارایشان باد.
نسخه قابل چاپ